فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

28

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي )

كتاب الفصول در ترجمهء روايتى مىنويسد : در اخبار معروف است كه فاطمهء زهرا ، آن سلالهء مصطفى ، آن گوهر درياى نبوت ، آن ثمرهء اصل رسالت ، آن نسيم ميوهء جنت ، آن آشيانهء مكانت ، آن مايهء حسنات ، آن خير خيّرات ، آن سيدهء سادات ، آن حرّه‌اى بذين محتشمى ، از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كرد كه ، در آن شب قدر و منزلت و قرب و كرامت ، درين آسمان بلند ، و درين ولايت عالم فوقى ، از شرف و قدر اين جگرگوشگان من حسن و حسين هيچ اثر و نشانى ديدى ، و از منقبت و جلالت ايشان شمّتى و طرفى شنيدى ؟ رسول گفت : بلى يا قرّة عين من ؛ ندا شنيدم كه گفتند : يا رسول اللّه برگزيده ! البشارة كه ملك تعالى ترا دو قرّت عين داده است كه بقاى عرش و كرسى از بركت ايشانست ، و نور زمين و آسمان از حشمت ايشان است ، و قوت حملهء عرش و خزنهء كرسى از فضلات قوت ايشانست ، و فخر امّت تو به قيامت از ولا و محبت ايشانست ، و در بهشت نام سيادت و مهترى ، نام و كنيت ايشانست ، صفت شهادت و سعادت صفت و حليت ايشان است ؛ نام حسن و حسين در افواه ملائكهء ملكوت و محاضر مقرّبين و صفوف صافات و جملهء فرشتگان چنان ظاهر است و پيدا كه در شب يلدا ماه در گنبد سما . هر كه ايشان را دوست دارد طرار سعادت بر آستين قبا دارد ، و در دار بقا تحيّت و لقا دارد ، و هر كه العياذ بالله ، ازيشان ذره‌اى غلّ و غايله دارد ، و به مثقال ذره‌اى حقد و مخالفت دارد ، اگر عبادت جرجيس و خدمت ادريس دارد ، بلعام و برصيصا جليس دارد ، و گر همهء خيرات و حسنات انيس دارد ، حقا كه در جريدهء اشقيا نام رئيس دارد ، و در دوزخ همنشين زوبع و ابليس دارد . « 1 » اين تعادل و قرابت با شيعيان ، منحصر به دستهء خاصى از سنيان نيست . از ميان شافعيان محمد بن طلحه شافعى ( م 652 ) كتاب مطالب السئول فى مناقب آل الرسول را نوشت كه با اندك تفاوتى گويى يك شيعهء دوازده امامى آن را تأليف كرده است . همچنانكه محمد بن يوسف بن محمد گنجى شافعى ( م 658 ) كفاية الطالب در فضايل امير مؤمنان و اهل بيت عليهم السّلام نگاشت . در ميان حنابله ، ابو محمد عبد الرزاق بن عبد الله بن ابى بكر عزّ الدين اربلى ( م 660 ) به درخواست بدر الدين لؤلؤ حاكم امامى مذهب موصل ، مجموعه‌اى در فضايل

--> ( 1 ) . فرهنگ ايران زمين ، ج 16 صص 44 - 75 ؛ و نيز بنگريد به مقالهء استاد ركنى در ياد نامهء علامهء امينى .